وب نامه مطهر
مقالات و سروده ها و روزنوشت ها و معرفی آثار

 نگاهی گذرا به جنگ هشت ساله ایران و عراق  به روایت ارقام و آمارها

بخش پنجم

تلفات و خسارات ایران و عراق در جنگ


 
پل ویران شده خرمشهر نمونه‌ای از ویرانه‌های دوران جنگ

جنگ تحمیلی علیه ایران ۲۸۸۷ روز به طول انجامید که طی آن ۱۰۰۰ روز نبرد فعال صورت گرفت که ۷۹۳ روز حمله از سوی رزمندگان ایرانی بود و ۲۰۷ روز از سوی ارتش عراق.

مقاومت نیروهای ایرانی که منجر به طولانی شدن جنگ شد، سبب شد تا ذخایر ارزی عراق که در ابتدای جنگ، حدود ۳۰ میلیارد دلار بود، پس از شکست در عملیات بیت‌المقدس و فتح خرمشهر به صفر برسد و پس از پایان جنگ، این کشور بیش از ۷۰ میلیارد دلار بدهی داشته باشد.
 

بر اساس آمارهای بین‌المللی، جنگ ایران و عراق ۶۲۷ میلیارد دلار هزینه برای دولت ایران و ۵۶۱ میلیارد دلار هزینه برای دولت عراق به همراه داشت. همچنین هزینه بازسازی خرابی‌های ناشی از جنگ برای ایران ۶۴۴ و برای عراق ۴۵۲ میلیارد دلار برآورد می‌شود. بر همین اساس در طول این جنگ ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ انسان کشته و زخمی شدند که از این میان ۲۶۲٬۰۰۰ ایرانی و ۱۰۵٬۰۰۰ عراقی کشته شده‌اند.
 

تلفات این جنگ براساس آمار رسمی حکومت ایران، جنگ تحمیلی ۲۱۳٬۰۰۰ ایرانی کشته و ۳۳۵٬۰۰۰ ایرانی معلول و ۴۲٫۶۱۸ اسیر و ۷۰۰۰ مفقود الاثر و ۱۰۰۰ میلیارد دلار خسارت بر جامعه ایران وارد کرده‌است. 

در حال حاضر، ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار هکتار اراضی ایران همچنان آلوده به مین است. جنگ ایران و عراق، بعد از جنگ ویتنام که ۱۵ سال به طول انجامید، دومین جنگ طولانی قرن بیستم بود(جنگ جهانی اول ۴ سال و جنگ جهانی دوم ۶ سال به طول انجامید) مدافعان ایرانی برای دفاع از خرمشهر ۳۵ روز جنگیدند. در حالی که در باز پس گیری خرمشهر، ایران ۲ روزه موفق شد.

در سال های پایانی جنگ هزینه روزانه جنگ برای دولت ایران ۱۰۰٬۰۰۰ و برای دولت عراق ۲۷٬۰۰۰٬۰۰۰ دلار تخمین زده شده بود.




نوشته شدهسه شنبه 6 مهر 1395برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(397)  

 

« سیر پویایی » و « مسیر شکوفایی »

 

 

 

 Картинки по запросу

 

من در قرن بیست و یکم و در آغازین سال های هزاره سوم 

در « جهان بشری » و « زمان باروری » 

کسانی را « بی سوادترین افراد » 

و « ناتوان ترین آحاد » دیدم، 

که در « بازآموزی دانش » و « بهروزی بینش » ناتوان هستند؛ 

زيرا « دانايان ديروز »، « كم سوادان امروز »اند

و « کم سوادان امروز » ،« بي سوادان فردا »

« گُل دانش » و « تحوُّل بینش » 

هر لحظه « پیوسته » و « ناگُسسته »

در « حال شکوفایی » و « کمال پویایی » است!

آنان که از این « سیر پویایی » و « مسیر شکوفایی » 

« واپس بمانند » ، عمری بر موج « هوس می رانند »!

 انسان آن گاه از « پویش، باز»می ماند و از « پژوهش، بی نیاز»،

که می پندارد از « کال » گذشته و به « کمال » رسیده؛

میوه تا « کال » است، در انتظار « کمال »  است

اما آن گاه از درخت می افتد که به کمال می رسد.

غافل از آن که کمال میوه محدود است و کمال انسان ،نامحدود!

کمال انسان نه « کران  » دارد و نه خط « پایان »!

 

#شفیعی_مطهر

 

شما را چشم در راهیم در کانال زیر:

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar




نوشته شدهسه شنبه 6 مهر 1395برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(396)  

« نفرین  » یا « آفرین »؟!

Картинки по запросу

 

من « جوهرِ هر دین » و « گوهرِ هر آیین » را 

 چون « آبگینه پُرصفا » و « آیینه مُصفّا » ديدم .

آن گونه كه مي شد « سیمای راستي را از رای آن » 

و « صفای درستی را از وراي آن » ديد؛ 

اما آن گاه که « تعصُّب کور » و « تحجُّر منفور » رخ می نماید

« نفرت و نفرین » به جای « رحمت و آفرین » می نشیند؛

« نعمت » به « رنگِ نِقمَت » « درمی آید »

و « رغبت » به « نیرنگِ رَهبَت » « می آلاید »!

 پس « بشوییم » « سیمای سینه ها » را از « بلای کینه ها »

تا « بپوییم » « گذرگاه خاک » را تا « بارگاه افلاک »!

 

#شفیعی_مطهر

-----------------------------

آبگینه :شیشه،بلور،تُنگ بلور،شیشه شراب،آیینه

رای : اندیشه،فکر،تدبیر،عقیده،اعتقاد،بینایی دل

نِقمَت : کینه کشی، عذاب، عقوبت، رنج و سختی، پاداش بد

رَهبَت :خوف،ترس

 

شما را چشم در راهیم در کانال زیر:

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar




نوشته شدهدو شنبه 5 مهر 1395برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

 نگاهی گذرا به جنگ هشت ساله ایران و عراق  به روایت ارقام و آمارها

(بخش دوم)

حملهٔ عراق به خاک ایران

عراق در ۲۹ شهریور ۱۳۵۹ (۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰) با هدف براندازی جمهوری اسلامی ایران، حمله به ایران را آغاز کرد. نیروهای عراقی به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کرده بودند که نواحی بزرگی از غرب ایران را اشغال کنند. عراقی‌ها بمب گذاری، مین گذاری، عملیات نامنظم و تجاوزهای مرزی شان را خیلی زودتر از آن چه شروع جنگ دانسته می‌شود، شروع کردند.

عراق با تقلید از استراتژی نظامی اسرائیل در حمله برق آسا و کوبنده هوایی به فرودگاه ها و هواپیماهای مصر، سوریه و اردن در جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل و نتایج چشمگیر آن، خواست که همان نتایج را این بار برای خود رقم بزند.
 

روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ راس ساعت ۱۲ به وقت بغداد، مرکز فرماندهی جنگ در عراق دستور پرواز ۱۹۲ بمب افکن و جنگنده را برای حمله هوایی به فرودگاه‌های ایران صادر کرد. بیست دقیقه بعد، عدنان خیرالله وزیر دفاع عراق در گزارشی این موضوع را به صدام حسین اعلام کرد. به این ترتیب جنگ هوایی بین ایران و عراق آغاز شد.

نیروی هوایی عراق در بعد از ظهر همان روز به پایگاه‌های نیروی هوایی ایران حمله کرد. حملات هوایی عراق به این صورت بود:


 
در روز اول جنگ فرودگاه مهرآباد هدف بمباران چند میگ-۲۳ عراق قرار گرفت و چندین هواپیما منهدم شدند.
  • ساعت یک و چهل و پنج دقیقه بعد از ظهر توسط ۶ میگ به فرودگاه اهواز،
  • ساعت دو و دوازده دقیقه بعد از ظهر با ۴ میگ به فرودگاه مهرآباد تهران،
  • ساعت دو و چهل پنج دقیقه به پایگاه نوژه،
  • ساعت چهارده و سی دقیقه با ۳ میگ به فرودگاه سنندج و مرکز سپاه،
  • با ۸ میگ به فرودگاه تبریز، پالایشگاه و نیروگاه و نیز با حمله چند میگ به اسلام آباد و کرمانشاه و اصفهان.

همزمان با آغاز عملیات هوایی، نیروی زمینی عراق از سه جبهه و در هر جبهه با یک سپاه یورش زمینی خود را آغاز کرد. سپاه اول از جبهه شمالی، سپاه دوم از جبهه میانی و سپاه سوم از جبهه جنوبی پیشروی خود را آغاز کردند؛ این درحالی بود که فرماندهان جنگ در ایران به فکر از دست دادن زمین در ازای گرفتن زمان بودند. با این حال مردم مناطق مرزی در حرکتی خودجوش و با کمک روحیه بالا، با دادن تلفات سنگین و با تجهیزات نظامی ناچیز همچون تفنگ ام۱ گاراند جلوی پیشروی سریع ارتش عراق را گرفتند.




نوشته شدهشنبه 3 مهر 1395برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(394)    

 

« فُرصت آفرینی  » و « نُصرت گزینی »!

 

 

من خوشبختي را چون « توپ فوتبال » و « گوی خیال » ديدم ،

كه هر گاه مي غلتد، به دنبال آن مي دويم 

و چون مي ايستد، به آن لگد مي زنيم.

خوشا آنان که از « تردید،نُصرت » می سازند و از « تهدید،فرصت »

« نُصرت » را « فضیلت » می شمارند و « فُرصت » را « غنیمت »!

 « فُرصت را آگاهانه می آفرینند»

و « نُصرت را کنجکاوانه برمی گزینند»!

 

#شفیعی_مطهر

--------------------------         

نُصرت : یاری،پیروزی

فضیلت : برتری،فزونی،مزیت، درجه بلند در فضل،افزونی در علم و  معرفت

بخت : بهره،نصیب،طالع،اقبال،شانس 

 

شما را چشم در راهیم در کانال زیر:

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar




نوشته شدهشنبه 3 مهر 1395برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

نگاهی گذرا به جنگ هشت ساله ایران و عراق

به روایت ارقام و آمارها

 (بخش نخست)

جنگ عراق با ایران که در ایران با نام‌های دفاع مقدس، جنگ تحمیلی، و جنگ هشت‌ساله، و نزد اعراب با نام‌های قادسیه صدام و جنگ اول خلیج فارس (به عربی: قادسيّة صدّام، حرب الخليج الأولی) شناخته می‌شود، جنگی است که از شهریور ۱۳۵۹ تا مرداد ۱۳۶۷ میان نیروهای مسلح دو کشور ایران و عراق جریان داشت. 

جنگ ۸‌ساله ایران و عراق یکی از فاجعه‌های تاریخ بشری در قرن بیستم، و پس از جنگ ویتنام و بالاتر از جنگ جهانی اول، دومین جنگ طولانی قرن بیستم بوده‌است.

این جنگ درنهایت بدون این که پیروزی داشته باشد با آتش‌بس موقت میان ایران و عراق پایان یافت. این آتش‌بس تا امروز از جانب طرفین شکسته نشده و هنوز پابرجاست.
 

شورای امنیت در تاریخ ۱۸ آذر۱۳۷۰ مصادف با ۹ دسامبر۱۹۹۱ طی گزارشی که از جانب دبیرکل وقت سازمان ملل متحد دریافت کرده بود، عراق را به عنوان متجاوز جنگ معرفی کرد. این شورا همچنین عراق را موظف به پرداخت غرامت جنگ به ایران نمود.
 

در این جنگ ارتش عراق به طور گسترده از جنگ‌افزارهای شیمیایی علیه کردهای عراقی و مردم و نظامیان ایران استفاده کرد. با این وجود جامعه جهانی هیچ گاه نتوانست اجماعی برای محکوم کردن این جنایت جنگی از سوی عراق ترتیب دهد. در طول جنگ، ارتش عراق با استفاده از سلاح‌های شیمیایی حدود ۱۰۰٬۰۰۰ مرد، زن و بچه را به قتل رساند.

  همچنین صدام حسین با جلب موافقت عربستان سعودی و کشورهای عربی منطقه خلیج فارس برای جنگ با ایران توانست از امکانات مالی، نظامی و تدارکات این کشورها بهره برداری کند. رژیم عراق در آخرین سال قبل از جنگ حدود ۳۸ میلیارد دلار ذخیره ارزی داشت و با این وجود، کشورهای نفتی منطقه خلیج فارس (عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی و قطر) حاضر به پرداخت ۱۴ میلیارد دلار وام بدون بهره به عراق شدند.




نوشته شدهجمعه 2 مهر 1395برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(393)   

 

از « بطن » تا « باطن »!

 Картинки по запросу

 

من در « گَردانه زمين » و « گَردونه زمان »،

همه چيز و همه كس را در « حال گذر » و « مجال گذار » ديدم.

تنها اثري كه از « يادها » و « نمادها » مي ماند، 

« يادگارهای به گزین » و « رفتارهای خیرآفرین » است.

آنچه به « انسان، سود » و به « جهان،جود » می رساند، 

هماره « ماندگار » است و همواره « پایدار  ». 

انسان هایی که از « بطن » گذشته اند، 

به « باطن » رسیده اند

و آنان که از « هوا » « روی برتافته اند»،

 « هو » را « یافته اند»!

 

#شفیعی_مطهر

---------------------------

بطن : شکم

باطن : درون چیزی،اندرون،پنهان

نماد : سمبل،مظهر

به گزین : بسیار نیکو و برگزیده

هوا : آرزو،میل نفسانی،هوس

هو : ضمیر غایب مفرد مذکر، او ،در اصطلاح عرفا اشاره به ذات باری تعالی

 

 

شما را چشم در راهیم در کانال زیر:

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 




نوشته شدهجمعه 2 مهر 1395برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

                          مهر هماره فروزان

#شفیعی_مطهر

Картинки по запросу

  امروز نخستین روز مهرماه ، نخستين روز سال تحصيلي و يادآور روزي فراموش نشدني براي همه درس آموزان به ويژه ما فرهنگيان است. 

  ضمنا از سال ۱۳۵۹ با حمله ناگهاني عراق به ايران در روز ۳۱ شهريور آن سال ، اين روزها يادآور حادثه بسيار تلخي براي همه ملل شرق و مسلمان به ويژه براي ما ايراني ها و عراقي هاست.

  مهر، ماهي است كه ماه و مهر دانش بر سينه سپهر پژوهش با طلوعي پرآوازه ، درخششي تازه را مي آغازند. 

در سايه سار بهار تعليم و تربيت ، ميليون ها كودك ، نوجوان و جوان پرتكاپو و دانشجو ، بال و پر مي گشايند و بال در بال ملايك به سوي خلوت سراي خورشيد و چشمه سار نور اميد روي مي آورند. 

صحن و سراي مدارس، دبستان ها ، دبيرستان ها و دانشگاه ها  آغوش پرمهر خود را مي گشايند و اين تشنگان زلال حكمت و معرفت را در خنكاي روح بخش و طراوت آفرين خود آرامش مي بخشايند. 

   زمزمه گرم خيز و نرم ريز چشمه ساران زلال دانش ، دل ها را رامش و جان ها را آرامش مي بخشد. 

  آذرخش آذرافروز و آتشين حكمت ، شمع جان ها را برمي افروزد و هستي سرد و سياه ظلمت جهل را مي سوزد. 

   رگبار روان بخش باران بهاري تعليم ، كوير تشنه تكريم جان ها را طراوت مي بخشد . 

نغمه خواني شورانگيز هزاردستان استادان دل آگاه در صحن و سراي دانشگاه ، سرود سرورآميز حقايق را از پنجره سرخ شقايق مي سرايد.

  در اين شور و حال مستمر كدامين شاعر سخن پرور مي تواند چكامه بلند بشريت را بسرايد و چكاد رفيع انسانيت را به سر آيد؟

  كدامين پيكرتراش پرتوان مي تواند تنديس رويا را تبلور و پرديس زيبا را تصور بخشد؟

  كدامين كشاورز كوشا را توانايي است كه رويش سبز ريشه را از تراوش زلال انديشه سقايت كند و جوانه تُرد تفكّر را از چشمه سار روان تدبُّر طراوت بخشد؟

   كدامين شاهباز تيزپرواز را توان است تا آبگينه گنبد آسمان را بشكافد ، از قلل رفيع خاك بگذرد ، اوج منيع افلاك را درنَوَردَد و با خدا بر سفره " قاب قوسين او ادني" بنشيند؟

  بار يابد به محفلي كان جا         

  جبرئيل اميـــن ندارد بار 

                   ******************

طيران مرغ ديدي تو ز پاي بند شهوت       

  به درآي تا ببيني طيران آدميت

     كدامين افسونگر افسانه ساز است كه افسانه پرواز تا ملكوت را روح بخشد ، قفس جسم و جهان را بشكند و مرغ گلشن رضوان شود؟

    چنين قفس نه سزاي چو من خوش الحاني است

   روم به گلشن رضوان كه مرغ آن چمنم

    كدامين فرشته فرخ فال مي تواند تاج " تبارك الله احسن الخالقين " را بر سر نهد ، بر سرير " خليفه اللّهي " تكيه زند و نشان " لَقَد كَرَّمنا بني آدم " را زيب پيكره خود سازد؟

  رسد آدمي به جايي كه به جز خدا نبيند     

   بنگر كه تا چه حد است مكان آدميت

   كدامين شاهين تيزبال مي تواند قفس بلورين آمال را درهم بشكند ، قصر زمردّين خيال را درهم كوبد ، عرصه آرزوي را كوي به كوي بپويد و " جنّات تجري من تحتها الانهار " را جوي به جوي بجويد؟

  تا به جايي رسد كه مي نرسد      

  پاي اوهــام و پايــه افــكار

   كدامين پروانه عاشق مي تواند آگاهانه جان شيرين را در آتش عشق بگدازد ، عاشقانه سر بر پاي معشوق بگذارد ، عارفانه از تنگناي جهان درگذرد و مشتاقانه به فراخناي ملك لامكان درآيد؟

  جان گدازي اگر به آتش عشق       

عشق را كيمياي جان بيني

  از مضيق حيات در گذري       

  وسعت ملك لامكان بينـــي

  آري از پگاه آفرينش خامه تا گاه نگارش اين چامه ، انسان به عنوان شيرين ترين گلواژه شعر هستي و ايفاكننده نقش اصلي در نمايش آفرينش مطرح بوده و " ابر و باد و مه و خورشيد و فلك " براي او و به فرمان اوست.

  اين افضل خاكيان و مسجود افلاكيان ، اشرف مخلوقات و ارجح موجودات هنگامي مي تواند به اين شرافت و فضيلت بنازد كه بر اساس حكمت و معرفت و تربيت ، گوهر خود را بسازد. 

   آغازين روز مهر هماره فروزان و سالروز آموزش مهرورزي و مهرباني بر همه شما مهربانان مبارك باد!

  

شما را چشم در راهیم در کانال زیر:

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 




نوشته شدهپنج شنبه 1 مهر 1395برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

  #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(392)  

 

کودکان « کار » یا « انکار »؟! 

Картинки по запросу

 بار دیگر « مهر » و « ماه » « به هم رسیدند » 

و سیمای « مهرماه » را به تصویر « کشیدند ».

من « زنگ مدرسه ها » را شنیدم 

و در کنارش « رنگ تلواسه ها » را دیدم!

این صدا نه تنها « نوای زنگ »،که « آوای فرهنگ » است!

اما زنگ ها برای چه کسانی به صدا « درمی آیند »؟

و چه جان ها و روان هایی را « می فرسایند»؟

من مهر را دیدم نه « مهر فروزان » ،که « مهر خزان »!

و نه در « سینه  سپهر » ،که بر « کینه چهر »!! 

من در آغازین روزهای مهر در کنار میلیون ها « نونهالان شاد » و « پرندگان آزاد » 

صدها هزار « غنچه های پژمُرده » دیدم و « شکوفه های دلمُرده »!

 کودکان « نبیل »،محروم از « تحصیل »!

کودکان « کار » یا « انکار »؟!

چه حلقه های زرد نگاه که بر در« آویخته »

و چه شعله های « شاد امید » که از بیم « تندباد تردید » به هم « آمیخته»!

ساقه های سبز،« سقایت » را می طلبند و جوانه های تُرد ، « طراوت » را!

سفره های خالی در انتظار « لُقمه ای کرامت » اند 

و پیاله های تهی ،چشم به راه « جُرعه ای مروّت »!

در « صحرای پریشان قَسوت » و « کویر سوزان قساوت »، 

« کودکان نومید» از « سینه خورشید»،« آتش می دوشند»

و جام های « عطش می نوشند»!

دل های تاریک و دیجور در انتظار « صبوحی از نور » اند و « سبدی از سرور»!

« خانه های ساکت و سرد » و « آشیانه های فقر و درد »، 

چشم به راه « صفای سخاوت » اند و منتظر « گرمای رحمت »!

بیاییم در در ورای پنجره بلورین رویای کودکان کار باغی بنا کنیم 

پر از « شکوفه های سرخ رَافت » و « جوانه های سبز محبت »!

بیاییم « روزنه های امید » و « پنجره های نوید »را 

سرشار کنیم از« روشنایی شفقت » و « درخشش حقیقت»!

بیاییم تندیس های خیال را « روح » بخشیم و درهای بسته را « مفتاح فتوح »!

کودکان کار اگر هیچ ندارند، در « دشت خیال » و « گلگشت آمال » 

باغی دارند پر از « گل های امید و آرزو » و « شکوفه های توان و تکاپو »!

نگذاریم این باغ در هجوم سموم خزان یاس « بپژمُرَد » 

و غنچه هایش « بیَفسُرد »!

بیاییم با « جویباری از زلال محبت » و « آبشاری از  زمزم کرامت »،

گل های امید و آرزو را آبیاری کنیم!

بیاییم آسمان تیره و تاریک دلشان را با « شهاب های احسان » 

و « اخگرهای ایمان » ستاره باران کنیم!

بیاییم با « رشد ریشه های روشنایی رافت »،

« صخره های سخت و سیاه شب قساوت » را بشکافیم 

و « شاخه های سپید ملاطفت » 

و « ساقه های سبز مساعدت » را شکوفه باران کنیم!

بیاییم نسیم لطیف ملاطفت را در رگ های هر « برگ زردرنگ » 

از درخت « امید رنگارنگ » کودکان کار به « جَرَیان » اندازیم 

و خون روشن « سپیده » را در شریان های « خشکیده » آرمان هایشان 

به « سَیَلان » درآوریم!

بیاییم دل ها را در کوثر محبت « بشوییم» و عطر عاطفه ها را « ببوییم» .

سبدهای انتظار را پُر کنیم از « گل های افتخار » و « شکوفه های بهار»!

بیاییم سیمای زیبای جوانمردی را در« آیین ایمان »

و « آیینه دیدگان » به تماشا بنشینیم!

 

 #شفیعی_مطهر

-------------------------------     

تلواسه : اضطراب، بی قراری، اندوه

چهر : چهره، رخسار،روی صورت انسان

نبیل : دانا و هوشیار

قَسوت : سخت شدن،سنگدلی

قساوت : سخت دل شدن

صبوحی : شرابی که صبح زود بخورند

مفتاح : کلید

سَموم: باد گرم و زهرآگین و خفقان آور

 

شما را چشم در راهیم در کانال زیر:

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 




نوشته شدهپنج شنبه 1 مهر 1395برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

  اعتماد،عظیم ترین سرمایه اجتماعی 

 #شفیعی_مطهر

اعتماد ،ستونی ستوار و پایه ای پایدار است برای بنای جامعه ای ماندگار.

اعتماد رشته تسبیحی است که همه دانه های فرد فرد اجتماع را انسجام و بنیان های ملت را استحکام می بخشد.

اعتماد زورقی زندگی آفرین و قایقی وزین بر روی دستان امواج مردمی است که در صورت غرق شدن نه از تاک نشان می ماند، نه از تاک نشان.

اعتماد برای اداره یک جامعه چونان پایه ای پولادین و سرمایه ای نمادین است که چنان چه این پایه پایدار نباشد،همه ارکان اجتماع فرومی پاشد.

 اعتماد در لغت یعنی تکیه کردن بر ، واگذاشتن کار به کسی، سپردن چیزی را به کسی ، وثوق و اطمینان (فرهنگ فارسی معین)

یک حکیم ژاپنی می گوید : اگر مرا بین سه چیز :

۱-قوت و غذای مردم

۲-امنیت مردم

۳-اعتماد مردم

مخیر کنند که یکی را برگزینم و دو تا را رد کنم، با آن که غذا و امنیت مردم بسیار مهم و حیاتی است ، اما من بی تردید "اعتماد مردم"را برمی گزینم .

زیرا با داشتن اعتماد مردم آن دو مورد و همه چیزهای دیگر به دست می آید.

اعتماد مردم کیمیای کمیابی است که قطره قطره به دست می آید . مبادا که با سهل انگاری سیلاب وار آن را هدر دهیم !!

 يكي از مهم‌ترين آسيب هاي اجتماعي كشور تضعيف هنجارهاي اخلاقي و اعتماد اجتماعي است. رواج و رسميت يافتن دروغ در مناسبات فردي و اجتماعي، افزايش و گسترش سوگند در گفتمان‌ها، سوءظن، فردگرايي، تظاهر و ريا، رابطه‌گرايي، قانون‌گريزي، عوام زدگي و عوام فريبي، تملّق و گزافه‌گويي نشانه‌هايي از بحران اخلاقي و نبود اعتماد در جامعه است.

مهم‌ترين دغدغه رفتارشناسان و آسيب‌شناسان اجتماعي افزايش شاخص‌هاي آسيب‌هاي اجتماعي در جامعه است ؛ تا آنجا كه اختلالات رواني و افسردگي در جامعه ما دومين رتبه بيماري‌ها را از نظر تحميل هزينه‌هاي بهداشتي، رواني و اجتماعي و اقتصادي دارد.

همچنين پرخاشگري و خشونت رو به افزايش است تا آنجا كه بيش از 60 درصد از جرايم به علت خشونت روي مي‌دهد.

در يك پژوهش ميداني بيش از 75 درصد از مردم پول و پارتي را براي احقاق حق خودشان ضروري دانسته و تنها 25 درصد از آن ها به اجراي مساوي قانون اعتقاد داشتند.

از اين نظر مي‌توان چنين برداشت كرد كه شاخص‌هايي چون اميد به آينده، قابل اعتماد بودن يا منصف بودن افراد و تكيه برانصاف اجتماعي در وضع مطلوبي قرار ندارد.

همچنان كه مي‌دانيم ارتباطات عنصر حياتي در جامعه و مايه دوام و قوام آن است و در ارتباط ناب لزوم اعتماد متقابل ملاحظه شده و اعتماد متقابل نيز به نوبه خود رابطه نزديك با صميمیت دارد.

براي ايجاد اعتماد، شخص بايد هم به ديگري اعتماد كند و هم خودش دست كم در محدوده رابطه مورد نظر قابل اعتماد باشد.

در يك جامعه اعتماد اجتماعي مثل شيرازه‌اي است كه آحاد آن را به هم پيوند داده و از پراكندگي آن ها جلوگيري مي‌كند.

بي‌اعتمادي افراد به يكديگر و بي‌اعتمادي به ساختار سياسي و اجرايي جامعه باعث بروز سوءاستفاده‌هاي مختلف، رشوه، اختلاس و پديده زيرآب‌زني مي‌شود.

در بررسي انحرافات و مسائل اجتماعي ريشه بسياري از آسيب‌ها را در بي‌اعتمادي افراد به يكديگر مي‌توان جست‌وجو كرد.

وقتي در يك جامعه منابع به صورت ناعادلانه در بين گروه‌هاي مردم توزيع شود و اين نابرابري در طول زمان استمرار پيدا كند، شكاف بين دو طبقه غني و فقير هر روز بيش‌تر مي‌شود و طبيعي است كه در اين شرايط قوانين و ساختار سياسي جامعه زير سوال رفته و نوعي بي‌اعتمادي اجتماعي را در افراد تقويت مي‌كند.

بي اعتمادي مردم به ساختارهاي اجرايي منجر به تضعيف تعهد اجتماعي و كمرنگ شدن هويت ملي شده و گذشته از آن بي‌اعتمادي به تدريج به سطح روابط ميان فردي كشيده مي‌شود و حاصل آن انزواي اجتماعي است.

بنابراين مي‌توان گفت وقتي سرمايه‌هاي اجتماعي فراموش مي‌شود، فقر و بيكاري، تورم و اعتياد و خودكشي، طلاق و جرايم اخلاقي نيز روندي رو به گسترش مي‌يابد.

(گروه جامعه سایت تبیان زنجان)

 مردم چگونه می توانند در اموری که در دست عده ای به انحصار در آمده، فعالانه مشارکت نمایند؟ .فرآیند مشارکت از جنس اطلاع رسانی نیست که بتوان در مدت کوتاهی و به وسیله یک شیوه نامه مدون آن را از عرصه آرمان به میدان عمل آورد و اجرا نمود. مشارکت همه احاد مردم در همه امور جامعه خود قبل از هر چیز یک فرهنگ است و هر پدیده مترقی تا زمانی که به شکل یک فرهنگ در نیامده و لباس فرهنگ نپوشیده، ماندگار و جاودان نخواهد شد. 

همان گونه که ابل وایزمن می گوید :

«انقلاب ها هرچند اصیل باشند، تا به فرهنگ تبدیل نشوند، ماندگار نخواهند شد». 

مهم ترین عنصر محوری در مشارکت گریزی یا مشارکت پذیری در امور حکومت، اعتماد است.اعتماد متقابل حکومت و مردم را می توان محور و مدار مشارکت مردم دانست. مردم ما از نظر فرهنگی و تاریخی دچار یک مشکل هستند و آن عدم تجربه نظام های مردم سالار است. در فرهنگ رایج ما شهریار، قیم جامعه محسوب شده و هم اوست که می تواند در تمام حوزه های زندگی مردم دخل و تصرف نموده و صاحب نظر باشد و این که او از نظر ایده و تفکر توده مردم استفاده نماید و اجازه مشارکت به آن ها بدهد، حالت مضحکی به خود می گیرد و این امر ناشی از سلطه تاریخی حکومت های خود کامه و شاهنشاهی در طول تاریخ است . 

حال که مردم در طول دوره ای سی و هشت ساله جسته و گریخته توانسته اند مردم سالاری را تجربه کنند، حافظه تاریخی آن ها اجازه اعتماد به خود و صاحبان حکومتشان را نداده و حتی این عدم اعتماد در بسیاری از دولتمردان ما هم تسری پیدا کرده و موجب شده است تا به واسطه همین عدم اعتماد، فرهنگ مشارکت در مردم ما هنوز درونی نشده و هنوز در سطح جامعه ما نگاه بدبینانه ای به این فرآیند و جود داشته باشد. 

وقتی که فرار از مالیات و قانون شکنی و .... در جامعه ما برخلاف جوامعی مثل سوئد و ....  دیده می شود، بیانگر این نکته است که در جوامع ما بر خلاف جوامع دموکراتیک اعتماد نسبت به حاکمیت پایین است و مردم شک دارند که این قوانین و هنجارهای شهروندی در جهت منافع آن ها باشد. همچنین وقتی هیچ ابزاری برای نقد سازنده و آرام برخی ازقدرتمندان در دست نیست و دسترسی مستقیم به مسئولان در جامعه ما به راحتی میسر نیست، حاکی از عدم اعتماد مسئولان نسبت به توانمندی فکری و شعور اجتماعی عامه مردم است. در حالی که با توجه به مطالب مذکور نمی توان گفت که این مفهوم عاریتی از فزهنگ غرب و یا شرق است، بلکه در بطن اسلام و فرهنگ اسلامی ماست و به صورت  قانون اساسی در آمده است. پس باید عینک بدبینی و بی اعتمادی را نسبت به این پدیده به کناری گذاشت و با زدودن غبار تاریخی از فرهنگ اصیل اسلامی و توجه به قانون اساسی ،در نهادینه کردن مشارکت مردم و تعمیق احساس اعتماد متقابل بین مردم و دولتمردان در تمام عرصه های زندگی به سوی آینده ای روشن گام برداریم و با وارد شدن در خم کوچه اول(اعتمادسازی و تحکیم مشارکت همگانی) به یاد داشته باشیم که:

گوسفند از برای چوپان نیست

بلکه چوپان برای خدمت اوست 

 

شما را چشم در راهیم در کانال زیر:

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar




نوشته شدهچهار شنبه 31 شهريور 1395برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر
.: Weblog Themes By www.NazTarin.com :.